پدرم فدای مجروحی که جراحاتش خوب نشود پدرم فدای غارت شده ای که خاک بیابان آن را پوشانده پدرم فدای آن شهیدی که غسلش با خونش بود پدرم فدای کشته ای که اشرار به او بی حرمتی کردند پدرم فدای کشته ای که اهل بادیه به سوی او آمدند پس او را رها شده بدون قبر یافتند و آمدند به سوی سرزمین کربلا و دیدند بدنهایی را که به زیر آفتاب سوزان عریانند و دیدند بر روی آن سرزمین بدنهای خاندان پیامبر را که بر روی زمین مانند ماه می درخشد در بین آن جسدها بدن حسین به مانند امامی که نمایانشده و یا مانند خورشید فروزان دست های او را قطع و استخوان هایش له شده در کنار آب جاری با لب عطشان جان داده پدرم فدای اجسامی که عریان بر روی خاک افتاده اند و پوشش بر روی آنان نیست مگر غبار صحرا سایه بان بر خود از از حرارت خورشید نکشید چون در زیر تابش خورشید قلب پیامبر خون است سزاوار است که بدن هیچ سیدی کفن نشود بعد از اینکه بدن حسین بی کفن ماند